سرد ، گرم

نه اینچنین تلخ

ـ که عطر چای تازه دم را هم بویید ـ.

به قلبش نگاه کرد

از دلش پرسید.

سرد بود،

             گرم مُرد.

               ***

التماس زنگوله ها در باد

هجای خشک جنگل،

نه اینچنین تلخ

ـ شمیم برگ های لهیده هم بودـ .

 

به قلبش نگاه کرد

از دلش پرسید.

سرد بر جای ماند،

گرم نظاره بر دوردست ها.

/ 0 نظر / 14 بازدید