یک کوتاه سروده

انتهای این راه

امامزاده ای است.

دلم شفا نمی خواهد.                        

/ 2 نظر / 8 بازدید
شبنمکده

درود فضايي بدتر از مرداب دادت چراغي ليك چون شبتاب دادت نمي دانستي از عاشق شدن هيچ يكي دلبر شب مهتاب دادت پی آیینه می گشتی و دلبر دلی شفافتر از آب دادت نفهميدي جهان را روز روشن براي درك عالم خواب دادت به روياهاي دور از دست يك شب نگاهی در طلب بیتاب دادت نشستي شعر گفتي از فراقش به پاسش حس و حالي ناب دادت

شبنمکده

درود فضايي بدتر از مرداب دادت چراغي ليك چون شبتاب دادت نمي دانستي از عاشق شدن هيچ يكي دلبر شب مهتاب دادت پی آیینه می گشتی و دلبر دلی شفافتر از آب دادت نفهميدي جهان را روز روشن براي درك عالم خواب دادت به روياهاي دور از دست يك شب نگاهی در طلب بیتاب دادت نشستي شعر گفتي از فراقش به پاسش حس و حالي ناب دادت