می گويد

می گوید من تورا برای کار دیگری در این دنیا می خواهم. چرا نمی فهمی و راه خودت را می روی ؟  آخر چطوری به تو حالی کنم؟ خیلی دوستت دارم . بابا زندگی تو اصلا چیز دیگری است. با خودم می گویم شاید همه اینها تصادفی است. مثلا من به جای اینکه این همه از موسیقی و شعر خوشم می آید، می توانست از صدای  شمردن پول خوشم بیاید البته پدرم می گوی کاش من اینگونه بودم آن وقت کمی آدم تر بودم .

   نمی دانم یک چیز هایی در من است که اصلا نمی توانم با دیگران مقایسه اش کنم . مثلا وقتی می روم بانک و درخواست وام می دهم ودر عین بی انصافی و علیرغم اینک حقم است و شرایط اش را دارم ؛ درخواستم را رد می کنند ، در کنار اینکه دوست دارم جا قلمی را بر سر مسئول وام خرد کنم ،  بیشتر از همه دوست دارم بروم خانه و تا حد مرگ کتاب های فلسفی بخوانم . یا وقتی که در اداره حقم را می خورند و پارتی بازی می کنند دوست دارم بدوم خانه و مثنوی معنوی را یک نفس بخوانم تا تمام شود. بخوانم ، بخوانم ، بخوانم و بخوانم.

  می گوید تو برای چیز دیگری آفریده شده ای . می گویم پس چرا در جای دیگری آفریده نشده ام؟

از خیابان که بر می گردم ، حس شعر دارم و گوش سپردن به موسیقی های قدیمی . مبتذل .و غیر مبتذل هم ندارد. بنان به کوچه پس کوچه های شمیران می بردم با هوای عاشقی و گم و گور شدن . اما اما این شهر کوچک که جایی را ندارد تا بتوانم در آن گم بشوم.

می گویم جای دیگر حتما با این جا فرق می کند. می گوید : خودت نمی دانی تو آدم دیگری در جای دیگری هستی امادفکر می کنی اینجایی . قبول نداری ؟

شما بلدید برقصید ؟ من / نه . من فقط بلدم با صدای بلند موسیقی گوش دهم توی دلم شاید اما؟

-         حیف شد.

 

امشب اباید تا صبح در س بخوانم آن هم برای امتحان جامع . البته این نوع خواندن کمی با شعر خواندن فرق می کند. من بیشتر دوست داشتم امشب تا صبح توی خیابان ها ولگردی می کرد م ، یا توی اینترنت وب گردی .

راستی من وقتی که خیلی حالم گرفته می شود دوست دارم یک چیزی بنویسم مثل الان. 

/ 1 نظر / 15 بازدید
محمد رضا برزگر حسينی

سلام برآقا مهدی گل .آقا سرافراز فرموديد به کلبه ما فقير بيچاره ها(از نظر ادبی وغیره های مشابه....) سر زديد افتخار داديد مرحمت فرموديد و...................... آقا مهدی کاش از روزگارت برام می نوشتی اینکه الآن چکاره ای؟ چکار می کنی؟چندتا بچه داری؟ چرا بافت زندگی می کنی؟اين اداره ای که نوشته ای حقيقی است يا مجازی؟چه اداره ای است؟ حقوقت چطوره؟خونه ساختی؟خریدی؟داری می سازی؟چرا برای جشن عروسیت منو دعوت نکردی ؟ حتما ترسیدی خیلی بخورم؟کجا جشن گرفتی و...................... لطفا همه را بدقت برام توضیح بده اگه از طریق ایمیل هم خواستی بنویسی که برایت آدرس گذاشتم.می خوام جبران این چند وقتی که ازت خبر نداشته ام بشه.متوجه شدی که؟ هان؟ منتظر هستم. نه که کم لطفی پیشه کنی ها..... موفق باشی وعلی یارت.قربانت خودم. راستی اگه از طریق ایمیلم نشد حتما بهم از همین طریق وبلاگم خبر بده متشکرم.