آفتاب پسته‌زار

شعر و نوشته‌های مهدی حسنی باقری

 

اناربن‌ها رُسته در گودی باغچه

انبوه گنجشگ ها و

سرسرای متروک ، در قبضه کبوترها.

 

کوزه تهی را حوصله‌های سرآمده شکست.

آسمان انباشته آهی شدو

                                    باران بارید.

 

چون طرحی محو در خشت‌های خیس؛

سردم است.

گرمم است.

می‌ترسم از عبور عقرب‌ها و مارها و موریانه‌ها.

می‌ترسم نگاهم کنی و شکلم را باز نیافته باشم.

می‌ترسم بیدارم کنی و مرده باشم.

می‌ترسم بیایی و نباشم.

 

اناربن‌ها

رسته در گودی باغچه.

انبوه گنجشگ‌ها و اندوه یادت ...