آفتاب پسته‌زار

شعر و نوشته‌های مهدی حسنی باقری

صبح

صبح

خداوندی است که در نسیم سرانگشتانش

غنچه‌های باغ می‌شکفد.

 

صبح خداوندی است

که در نگاهش

 رج آجرها پر از نور می‌شود.

 

صبح خداوندی است که در طنین گامهایش

اصوات تنهایی محو می‌شود.

 

صبح خداوندی است که تو را می‌زاید.