آفتاب پسته‌زار

شعر و نوشته‌های مهدی حسنی باقری

پرنده تاريک مغربی

گفتی
پرنده‌ای گذشته از قلب من
صدای تاريک‌اش را مغرب شنيدم بر لبه مدور ايوان.
بر خاستم از لبه فروردين
تا پاشويه اسفند،
بوی کندر آمد در لختی آواز زمستان.
 
شرحی بر شادی
شرحی بر غم
شرحی بر اميد
نه
ديگر از چشمانت
شادی و غم و اميدی نمی‌وزد.
اين ستاره تاريک مغربی
سوزن سوزن يخ شده است.
 
سال‌های لال
پنبه در گوش می‌کنند تا نشنوند بهاری هم هست.
از لبه فروردين پا بر مرداد می‌گذارند؛
آن لحظه خاموش
                      که در تلفظ گرما مرده است.
                                                   ***
گفتی پرنده‌ای از قلبت گذشته
پروازش را چند سطر در ميان بال زدی
که اينگونه از هرم گرما تب زده‌ای؟
                                   ۱۳۸۰