آفتاب پسته‌زار

شعر و نوشته‌های مهدی حسنی باقری

من

جهان تکیه داد به بازوان من

و من

خیره در چشمانت آمدم.

 

آفتاب صراحی زمان رفته بود

«دیرنگ خدایی» در بن عشق

                                      تکیه بر سایه اش.

 

آمدم

تا باز آمده باشم

خسته و مغموم

با رسوبی از اوراد .

 

جهان

تکیه داد به من

و من

روایت نخستین بن حیات را سرودم.

پژمردم در دمی که هنوز آفتاب نبود

وجهان تکیه داد به بازوان من

 ومن تکیه بر سایه ام

در ظلمات بی انتها چشم های تو را قدم زدم.

 

13/4/1387 بافت