آفتاب پسته‌زار

شعر و نوشته‌های مهدی حسنی باقری

 

1

از این جوی آبی گذشته

علفی تشنه نیست

زهر مهلک افعی تخفیف یافته

عقربی حتی لب تر کرده

دل تو اما...

 

2

چه کم حرف شده‌ام امروز

که درخت زبان گنجشگ حیاط را بریده‌اند.

 

3

ظهر تابستان

زیر سایه سنگین تاک‌ها

گربه سیاه من مست خواب است.