آفتاب پسته‌زار

شعر و نوشته‌های مهدی حسنی باقری

1 کوتاه ـ سروده

میان تاریکی سحرگاه

شکوفه "به"

              می‌درخشد.


1 کوتاه ـ سروده

مزه ترش چغاله بادام.

درخت «به»

تازه به شکوفه نشسته.


سه کوتاه ـ سروده بارانی

1

هیاهوی باران

در راه مدرسه

در صبح روز تعطیل.

 

2

سگی با توله هایش

در صبح بارانی.

 

3

کلاغی آب می خورد از برکه بارانی.

خرگوشی

              به تماشا.


 

صبح روز چهارده.

سبزه رها شده در خیابان.


سه کوتاه ـ سروده

1

کاج های تلگرافخانه

ـ بی پرنده ـ

گوش به زنگ صدای نسیم آشنایی.

 

2

شستشوی عید.

گربه ای آب می خورد

از جوی  کوچه.

 

3

نارس است باران.

صدا نمی آید از بام کاهگلی.


دو کوتاه ـ سروده

1

حصار فلزی.

شکوفه بادام

جا مانده آن سو.

 

2

دره چنان ژرف.

شکوفه های بادام

چون ابری سرگردان.


دو کوتاه ـ سروده

1

آفتاب بلند

از روزن بام.

حشراتی چند در تکاپو.

 

2

دو ـ سه رج آجر.

مورچه‌ای

در راه سفر.


سه کوتاه ـ سروده

1

شامگاهان.

صفحه سیاه کاغذ

واژه‌های روشن.

 

2

صبحگاهان.

صفحه سفید کاغذ

واژه‌های تاریک.

 

3

ساعت از کار افتاده!

چه خوب.

ـ پیر نخواهم شد ـ .


یک کوتاه ـ سروده

سراسر شب

خیره بر ستاره‌ها.

ماه از کدام سو در کار طلوع ؟


سه کوتاه ـ سروده

1

سه ردیف کوه

تا آسمان غروب.

همیشه رفته‌ام این راه را.

 

2

بنفشه ، بنفشه، بنفشه،

زرد، سفید، قرمز.

بنفشه ، بنفشه، بنفشه.

 

3

خواب دیده‌ام ، خواب

اینهمه

            خواب را.