1 کوتاه ـ سروده
میان تاریکی سحرگاه
شکوفه "به"
میدرخشد.
1 کوتاه ـ سروده
مزه ترش چغاله بادام.
درخت «به»
تازه به شکوفه نشسته.
سه کوتاه ـ سروده بارانی
1
هیاهوی باران
در راه مدرسه
در صبح روز تعطیل.
2
سگی با توله هایش
در صبح بارانی.
3
کلاغی آب می خورد از برکه بارانی.
خرگوشی
به تماشا.
صبح روز چهارده.
سبزه رها شده در خیابان.
سه کوتاه ـ سروده
1
کاج های تلگرافخانه
ـ بی پرنده ـ
گوش به زنگ صدای نسیم آشنایی.
2
شستشوی عید.
گربه ای آب می خورد
از جوی کوچه.
3
نارس است باران.
صدا نمی آید از بام کاهگلی.
دو کوتاه ـ سروده
1
حصار فلزی.
شکوفه بادام
جا مانده آن سو.
2
دره چنان ژرف.
شکوفه های بادام
چون ابری سرگردان.
دو کوتاه ـ سروده
1
آفتاب بلند
از روزن بام.
حشراتی چند در تکاپو.
2
دو ـ سه رج آجر.
مورچهای
در راه سفر.
سه کوتاه ـ سروده
1
شامگاهان.
صفحه سیاه کاغذ
واژههای روشن.
2
صبحگاهان.
صفحه سفید کاغذ
واژههای تاریک.
3
ساعت از کار افتاده!
چه خوب.
ـ پیر نخواهم شد ـ .
یک کوتاه ـ سروده
سراسر شب
خیره بر ستارهها.
ماه از کدام سو در کار طلوع ؟
سه کوتاه ـ سروده
1
سه ردیف کوه
تا آسمان غروب.
همیشه رفتهام این راه را.
2
بنفشه ، بنفشه، بنفشه،
زرد، سفید، قرمز.
بنفشه ، بنفشه، بنفشه.
3
خواب دیدهام ، خواب
اینهمه
خواب را.

